چه بهانهاي بهتر از تو براي نوشتن
تا همين لحظه ...
يك دوست تماس گرفت. شما كه نميشناسيد اما يك دوست هم راه، يك همسفر.
اولين مصاحبه شده فدرال كه با جواب مثبت از سفارت سوريه خارج شده است و اكنون بايد منتظر مديكال بماند. باورتان نميشود وقتي اين خبر را شنيدم آرام شدم. بگذريم كه روز يكشنبه من در روي كشتي در عسلويه تمام فكرم به ايشان بود. باور كنيد انرژي مثبت بود كه از تمام وجود برايشان ميفرستادم و تمام غصهام اين بود كه خدايي ناكرده صداي ناراحتش را امشب بشنوم.
خدا را شكر پس بايد تنها بگويم: چه بهانهاي بهتر از تو براي نوشتن همسفر.
يك موضوع جالب ديگر اينكه در اين مدت به يك موضوعي برخوردم كه دوستان پس از يك اتفاق مهم كه در پروندهشان پيش ميآيد به همان اندازه كه منتظر بودند خوشحال نميشوند!!! به اين تنيجه رسيدم كه اين استرس و نگراني تا حدي بالاست كه فشار خيلي بدي به دوستان ميآورد و به يك بي حسي عجيبي دست پيدا ميكنند. بگذريم
باز از اينكه دوستان به نتايج مثبت دست پيدا ميكنند خوشحال هستم و از آن خوشحالتر كه در حال يقيين به اثر انرژي مثبت . هر چند كه تا اين لحظه براي خودم كار ساز نبوده است. اما اثرش فوقالعاده است.
ناتمام ...
گاه آرزو میكنم زورقی باشم برای تو