آقا بيا جلو كه بازار آفيسرها داغ داغ
بايد قبل از هر چيزي يك معذرت خواهي اساسي داشته باشم كه بخاطر مشكل اينترنتي كه پيدا كرده بودم نتوانستم وبلاگم را چك كنم يعني نميدانم چرا مشكل فقط دامن وبلاگ من را گرفته بود و اصلا نميتوانستم وارد شوم. به همين دليل نتوانستم نظر شما عزيزان را پاسخ دهم كه در اسرع وقت در اين خصوص اقدام خواهم كرد و از خجالت دوستان در خواهم آمد.
اما از اين حرفها كه بگذريم امروز سرشار بود از اتفاقات خوب. با توجه به اتفاقات اخير هنوز ميتوان اميدوار بود كه آفيسرهاي دمشق در حال رسيدگي به پروندهها ميباشند. حالا پرونده ما كجاست!!! شايد افتاده پشت ميز اين آفيسر بيچاره، او هم بيخبر دارد كار ساير دوستان را رسيدگي ميكند.
امروز متوجه شدم يكي از دوستان كه پروندهاش از همه جهات يعني زمان و كد به من خيلي خيلي نزديك بود دو هفته است كه برايش مديكال ارسال شده است. با توجه به اين اطلاعات يعني اگر پرونده ما خدايي ناكرده برايش اتفاقي پيش نيامده باشد و پشت ميز هم نرفته باشد بايد همين روزها شاهد مديكال باشد.
اما اتفاق دوم كه خبر براي كمتر از يك ساعت پيش است. تقاضاي پاسپورت يكي ديگر از دوستان بود كه پس از حدود دو ماه از زمان ارسال به اين مرحله عاليقدر رسيده است. تنها مسئله جالب در اين پرونده اين است كه ظرف دو ماه اين بار نيز از او گردش شش ماهه حساب را خواستهاند. اين بدان معناست كه گردش حساب يكي از موارد بسيار بسيار كليدي ميباشد كه اميدوارم تمامي دوستان در اين خصوص دقت لازم را داشته باشند.
ناتمام ...
گاه آرزو میكنم زورقی باشم برای تو