خوب با یک تاخیر فکر کنم دو هفته ای دوباره برگشتم!
اگر بعضی جا ها تکراری شد امیدوارم خرده نگیرید که خوب اگر با من آشنا باشید این مشکل من در نوشتن است که هیچ وقت دوباره وقت نمی گذارم و مطلبی که نوشتم را از اول بخوانم مگر دوستی یا آشنایی اشاره ای در خصوص نوشته ام بکند.
خوب جا به جایی ما از خانه به آپارتمان زمانی خیلی جدی شد که من کار پیدا کردم! البته در مورد کار در پست های بعدی مفص توضیح خواهم داد. خلاصه چند دلیل باعث تصمیم به جابه جایی ما شد. اول دوری من از محل کار دوم پیشنهاد دوستان به زندگی در مرکز شهر در اولین زمستان با توجه به وجود امکانات بیشتر حمل و نقل در مرکز شهر و ... خلاصه تصمیم به گرفتن خانه در مرکز شهر شد! حالا این خانه پیدا کردن هم خود داستانی است. مخصوصا اگر همیشه عادت داشته باشی همشهری را باز کنی و به قسمت املاک رفته و خلاصه سوار ماشین بشوید و دور شهر با یک مشاور تمام منطقه را بچرخید آخر سر هم هیچ. شما در اینجا در اینترنت باید آپارتمان مورد نظر را پیدا کنید خلاصه عکس ها را برانداز کنید بعد تماس بگیرید و قرار ملاقات بگذارید کلا اینجا برای همه کار باید make an appointment کنید!! روزهای اول خیلی سخت بود اما الان عادت کردم و خیلی از این کارشان راضی هستم!
خلاصه اینجا شرکت هایی هستند که ساختمان برای آنهاست و اجاره شرکتی است این موضوع مزایای زیادی دارد از همه مهمتر اگر بخواهید اجاره نشینی کنید نگران هر سال بلند شدن نیستید. دو رسیدگی ساختمان توسط شرکت انجام می شود و مسئول آپارتمان در ساعات اداری در دفتر ساختمان حضور دارد. خلصه به نظر من مزایای زیادی دارد البته باز هم تکزار کنم تمام این نظرات، نظرات شخصی است. فقط یک مشکلی در کل برای اجاره در ماه های اول هست و آن نداشتن کار است که بعضی شرکتها اجاره سه ماه یا بیشتر را از شما خواهند گرفت یا انتظار دارند شما co-signer معرفی کنید.
من و مهسا هم در بدترین دوران شروع کردیم به دنبال خانه گشتن در زمانی که من تازه کار پیدا کرده بودم و نگرانی های زیادی داشتم از سوی دیگر کلاس زبان بود و وقت پر! به همین دلیل ما در گرفتن خانه دقت لازم را نداشتیم و آپارتمانی که اجاره کردیم آپارتمان پر مشکلی بود. اینجا هم بدتر از ایران حواستان نباشد بد جور خلاصه سرتان کلاه را گذاشتند و خلاصه ...
حالا مشکلات ما البته این داستان ها را تعریف می کنم که حواستان باشد نه از کانادا بد گفته باشم.
بگذارید داستان را از اول تعریف کنم. اول اینکه ما رفتیم آپارتمان را دیدم و به طور نسبی خوب بود زیاد جای خوبی نبود اما خوب به محل کار من خیلی نزدیک بود! متاسفانه دو خواب موجود نداشت برای همین ما قبول کردیم یک خواب بگیریم اما بعد از شش ماه به دو خواب اسباب کشی کنیم! پارکینگ هم قیمتش نسبت به خانه های مرکز شهر قیمت خوب تری داشت البته باید با یک شرکت دیگر قرار داد می بستیم. در مورد پارکینگ باید عرض کنم پارکینگ را شما باید جداگانه اجاره کنید و قیمت پارکینگ هم با توجه به محل خانه سر باز بودن با سر بسته بودن و ... متفاوت می باشد. خلاصه فقط ماند چک اعتباری از نظر درآمد من و اینکه برای اول ماه بریم برای قرارداد نهایی.
یک دو هفته ای فکر کنم در خانه قدیم بودیم تا به اول ماه رسیدیم. من هم صبح ها با بدبختی بیدار می شدم از سوی دیگر تا دیروقت سر کار بودم.خلاصه دورانی بود! اول ماه برای نهایی کردن قرارداد و گرفتن کلید رفتم اما چشمتان روز بد نبیند مسئول آپارتمان گفت که یک برنامه پیش گیری با bed bugs داریم و قرار است خانه برای دو روز آینده سم پاشی شود برای همین بهتر است شما چند روز بعد اسباب کشی کنید! خلاصه ما هم از همه جا بی خبر گفتیم باشه حالا این bed bugs چی هست!!! زیاد فکر نکنید همان با کلاس ساس می باشد!!!! ساس چی هست؟! من تا قبل از این داستان نمی دانستم چون فکر کنم سالهاست که این داستان در شهرهای بزرگ ایران ریشه کن شده است اما خوب در North America الان ساس یک معضل بزرگ می باشد. مشکل اساسی هم از خوشخواب های قدیمی و ... دلیل که به راحتی در این خصصوص می توانید تحقیق کنید. فرصت شد عکسش را براتان می گذارم. خلاصه ما هم گفتیم اینجا مشکلی دارد که خانم مسئول به ما خاطر جمعی داد که نه و این یک برنامه پیشگیری سراسری می باشد. خلاصه بعد از یک هفته ما وارد خانه جدید با وسایل جدید شدیم! مبل نو، خوشخواب نو و ... خوب داستان را زیاد کش ندهم حالا مشکلات این آپارتمان...
روز دوم بود که وارد پارکینگ شدم وقتی آمدم پارک کنم متوجه شدم جایی که می خواهم پر کنم پر از شیشه خرد شده می باشد. با مهسا صحبت کردم و گفتم فکر کنم دزد ماشین یکی را زده! مهسا گفت نبابا اینجا مگر ایران است و خلاصه تا دلتان بخواهد در وصف ایران صحبت کردیم!!! خلاصه روز بعد من دوباره دیدم شیشه خرده در پارکینگ هست و این بار یقیین کردم که بله اینجا دزد دارد!! یکی از همسایه ها همان لحظه داشت با ما وارد ساختمان می شد من هم شروع کردم باهاش در همین خصوص صحبت کردن و فهمیدم یکی از ماشین ها ماشین خود همین بیچاره بوده. خلاصه در مورد شکایت هم گفت به شرکت پارکینگ ها نامه زدم و همین!! خلاصه از آن شب ما در داشبورد را باز می گذاشتیم که آقا دزده بفهمه اینجا خبری نیست. چند روز اول گفتم عجب فکری کردیم بعد دیدم خیلی های همین کار را می کنند تا اینکه دوباره شیشه یک ماشین دیگر را شکستند!!!! این بار پلیس کلگری کار جالبی کرد!!! مامور گذاشت؟!!! آره در همه خانه ها آن هم دو تا!! نه بابا یک نامه داد که آقا همسایه ها اینجا دزد داره اگر دزد را پیدا کنید و به ما خبر بدهید به عنوان جایزه 100 دلار می گیرید!!!!!! توجه کنید جایزه دستگری دزد! خدایی اگر ایران بود که الان ما یک 24 ساعت در مورد پلیس ایران صحبت می کردیم البته بگذریم که پلیس ایران کاری کرده که همیشه شخصیت زشت باشد.
این اولین مشکل! مشکل دوم به صدا آمدن آژیر خطر آپارتمان در ساعت 2 صبح هر هفته دو بار بی دلیل!! اولین بار مهسا خیلی ترسید چون دو تا ماشین آتش نشانی هم آمد اما بعدها فقط بد و بیراه و یادی از اقوام و دوستان شرکت محترم می کردیم.
مورد بعدی تمیز نکردن موکت خانه و رنگ کردن کابینتها بود که این هم از برنامه آپارتمان می باشد اما متوجه شدیم این کار صورت نگرفته که با توجه به شکایت ما مجبور شدند دوباره موکت خانه را تمیز کنند!
اما مشکل آخر و اساسی تریم مشکل آپارتمان که باعث جا به جا شدن ما هم شد! دریافت نامه از مدیریت آپارتمان مبنی بر سم پاشی مجدد!!!!! این سم پاشی هم کار راحتی نیست البته ما نشدیم اما نامه ای که درفت کردیم خیلی کار سختی بود! خلاصه وقتی این نامه را ما گرفتیم تازه فهمیدیم که این ساختمان مشکل دارد البته نه خانه ما خوشبختانه اما چند آپارتمان بغل دست ما دارای مشکل بوده است و این سری برای ریشه کنی باید تمام آپارتمان های اطراف نیز سم پاشی شود!!!
اینجا بود که خون ایرانی من و مهسا به جوش آمد!! باید نشان می دادیم که ما ایرانی هستیم نه برگ چغندر! ما مهاجرت کردیم که بتوانیم حرف بزنیم نه هر کاری خواستند با ما بکنند آخرشم بگند این خواست ملت است!
من شروع کردم به نوشتن یک نامه شکایت به مدیریت اصلی شرکت البته قبلشم با مرکز بهداشت کلگری صحبت کردم و در ضمن تلفن شکایت از صاحبخانه را هم پیدا کردم که باید عرض کنم اینجا تا حدی پشت مستاجر هستند البته نه اینگه مثل ایران پول ندهد و کسی هم نتواند کاری کند.
نامه ای تند و پر از دلایل که شما با ما در زمان قرار داد صادق نبودید و ما الا و بلا از اینجا بلند میخواهیم بشویم!
فردا نامه برای مدیریت شرکت فکس شد. دو روز بعد تماس گرفتند و قرار شد برای یازدید و گوش کردن به مشکلات ما حضوری و در آپارتمان جلسه داشته باشیم. این قسمتش اصلا شبیه ایران نبود!
خلاصه ما حصل تلاش ما قبول شرکت به جا به جا کردن ما در ساختمان دیگر و با انتخاب خود ما بود!
بله ما دوباره جا به جا شدیم این بار در یک ساختمان بسیار خوب و تمیز دو خواب و پارکینگ امن با یک gym خوب. البته اجاره بیشتر می دهیم اما به آرامشش می ارزد.
داستان من پایان خوبی داشت اما همیشه این طور نیست و قوانین اینجا انقدر محکم و درست بسته شده است که در بسیاری از موارد حق با شماست اما شما بازنده خواهید شد!
برای همین نتیجه اخلاقی از همه این همه نوشتن ها
تحقیق! قبل از اجاره خیلی تحقیق کنید در سایت هایی که مردم نظر می گذارند ! همه خانه را ببینید! وظیفه دارند همه جا را به شما نشان دهند! به خاطر ضعف زبان کم رو نشوید! 10 بار سوال کنید حتی اگر داشت موهایش را می کند! برای 100 دلار و حتی 200 دلار آپارتمان ارزان نگیرید! از همسایه های ساختمان سوال کنید. خلاصه خیلی دقت کنید!
در اینجا شما خودتان و خودتان هستید!
زیاد نوشتم اما دوست دارم شما دوستان با دید باز راهی شوید! راستی برنامه زبان را فراموش نکنید! راستی گفتم زبان ! یاد یک موضوعی افتادم، تصمیم دارم از این پس برایتان به زبان شیرین انگلیسی بنویسم هر چند که دشوارتر می باشد و به طور حتم دارای غلط های بی شمار خواهم بود اما هم برای من بهتر است هم برای شما! البته هنوز تصمیم نهایی نگرفتم اما تصمیمش را دارم!
ناتمام ...